آنچه از من خواستی با کاروان آوردهام
یک گلستان گل به رسم ارمغان آوردهام
از در و دیوار عالم فتنه میبارید و من
بیپناهان را بدین دارالامان آوردهام
اندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاست
کاروان را تا بدینجا با فغان آوردهام
تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم
یک جهان درد و غم و سوز نهان آوردهام
قصه ویرانه شام ار نپرسی خوشتر است
چون از آن گلزار، پیغام خزان آوردهام
دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود
از برایت دامنی اشک روان آوردهام
تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم
یک نیستان ناله و آه و فغان آوردهام
تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو
در کف خود از برایت نقد جان آوردهام
تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد
گوشهای از درد دل را بر زبان آوردهام

فرازهایی از زیارت اربعین
از امام صادق علیهالسلام روایت شده که فرمودهاند: «در روز اربعین هنگامی که روز
بلند شد زیارت میکنی و میگویی: سلام بر ولی خدا و حبیب او، سلام بر خلیل
خدا و بنده نجیب او، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده او، سلام بر حسین
مظلوم شهید، سلام بر آقایی که در میان امواج بلا گرفتارآمد و کشته اشک روان
است. آنگاه امام صادق علیهالسلام فرمودند: علیه آن حضرت هم دست شدند
کسانی که دنیا فریبشان داده بود و بهره خود را در ازای بهایی ناچیز فروختند و آخرت
خویش را به قیمت ناچیز حراج کردند. در چاه هوا و هوس فرو رفتند و تو و پیامبرت را
به خشم آورده و مطیع بندگان شقی گردیدند؛ امام حسین علیهالسلام در مقابل آنان
تن به ذلت نداد و با آنان با شکیبایی به جهاد پرداخت تا آن گاه که خونش را ریختند و
اهل بیتش را به اسارت بردند.
اولین زائر
از عطیه روایت شده که در روز اربعین، با جابر بن عبداللّه انصاری به زیارت قبر امام
حسین علیهالسلام رفتیم. وقتی به کربلا رسیدیم، جابر غسل کرده و بر سر قبر
حضرت رفت و گفت: «دست مرا بر قبر گذار.»چون دستش به قبر رسید بیهوش شد
و وقتی به هوش آمد سه بار گفت: یا حسین، سپس گفت:
«آیا دوست، جواب دوست را نمیدهد؟ چگونه جواب میدهی در حالی که سرت را از
بدن جدا کردهاند.»و گفت: «سوگند به خدا که ما نیز در آن جا حضور داشتیم.» من
گفتم: چگونه؟ در حالی که شمشیری نزدیم، و این گروه مابین سرو بدنشان جدایی
افتاده و اولادشان اسیر شده و [ما...]، جابر گفت: «از رسول خدا شنیدم که هر که
گروهی را دوست دارد، با آنان محشور میشود و هر که عمل مردمی را دوست
داشته باشد، در عمل ایشان شریک شود. همانا دوست ایشان به بهشت بازگشت
نماید و دشمن ایشان به دوزخ بازگردد.
دیدار اهلبیت از شهدای کربلا در روز اربعین
سیدبن طاووس در کتاب مقتل خود به نام لهوف آورده است: زمانی که اهلبیت
حضرت سیدالشهداء علیهمالسلام از شام به مدینه برمیگشتند در عراق از کاروان
دار خواستند که آنها را از راه کربلا ببرد. چون به بر تربت پاک امام حسین علیهالسلام
رسیدند، جابر بن عبداللّه را با گروهی از طایفه بنیهاشم و مردانی از آل پیغمبر
صلیاللهعلیهوآله دیدند که به زیارت حضرت آمدهاند. آنان شروع به عزاداری و نوحه
سرایی کردند، زنان قبائل عرب نیز که در آن اطراف بودند جمع شده و عزاداری کردند.
کاروانیان سپس از آنجا به سوی مدینه کوچ کردند.
اسارت زن مسلمان
از مظلومیتهایی که حکایت از نقض آشکار قوانینی است که اسلام به آنها سفارش
کرده، اسیر گرفتن زن مسلمان است. در حادثه کربلا پس از پایان نبرد، اهل بیت امام
حسین را اسیر کرده و شهر به شهر گرداندند و در کوفه و شام به نمایش گذاشتند.
اسیر گرفتن زن مسلمان از نظر اسلام مردود است چنان که علی علیهالسلام در
جنگ جمل اسیر کردن را روا نشمرد و عایشه را به همراه عدهای زن به شهر خودش
بازگرداند؛ اما متجاوزان اموی فرزندان پیامبر را مثل اسیران کافر، از کوفه به شام
فرستادند و چهره زنان اسیر را بر اهالی شهرها نمودند و درنهایت سنگدلی با آنان
رفتار کردند. چنان که حضرت زینب علیهاالسلام هنگام عبور از کنار اجساد شهدا (در
اعتراض به اسارت اهل بیت) فرمود:ای محمّد صلیاللهعلیهوآله این دختران تو هستند
که به اسارت میروند.از رسول خدا شنیدم که هر که گروهی را دوست دارد، با آنان
محشور میشود.