تبليغاتX
گذشت عمري نديدم روي ماهت
اللهم عجل لوليك الفرج
 

با سلامی به وسعت تمام شرمندگی های عالم

حالا شرمندگی از دوستان رو میشه یه جوری با بهونه و توجیه ماست مالی کرد

 ولی وای به حالمون (به حالم)وقتی که باید در برابر بزرگ ترین فرد عالم یا بهتره

 بگم صاحب عالم وایسم وبه خاطر تمام کم کاری ها و نمک نشناسیهام جوابگو باشم

راستش دوست دارم بنویسم اما نمیدونم چی باید بنویسم و از اونجاییکه به خاطر

ناگهانی ناپدید شدنم ممکنه دیگه کسی به این خرابه سر نزنه واین مطلب خونده

نشه با خیال راحت برای دل خودم می نویسم

خدایا خسته شدم از این همنشین بدی که دارم خدایا منو از دستش راحت کن که

 یه لحظه هم راحتم نمی ذاره خدای من آخه گناه من چی بود که مجبورم یک عمر در

کنار این نفس اماره زندگی کنم ؟ چی کار کنم که از شرش راحت شم؟

خسته شدم از بس منو به کارای بد امر کرد و خوبی ها رو در نظرم زشت جلوه داد

خسته شدم از بس به من بهونه یاد داد تا برا اشتباهاتم عذر بیارم

خسته شدم از بس راهو عوضی نشونم داد تا به تو نرسم

خسته شدم از بس با انتظارات بیهوده اش انتظار رو از یادم برد....

هر وقت خواستم یه کم به تو نزدیک شم یا گفت خسته ای یا گفت کار داری یا از

تفریح و تلویزیون و تلفن و... گفت انقد گفت وگفت که اصلا یادم رفت خدایی وجود داره

 که از رگ گردن به من نزدیک تره

خدایا خلاصه سرتو درد نیارم و برم سر اصل مطلب

اگه رحمان و رحیم نبودی روم نمیشد با این همه تقصیر و کوتاهی دوباره بیام در

 خونه ات ولی خودتو شکر که انقد مهربونی

خدایا حالا که بهترین و مهربون ترین ماهت نزدیکه حالا که خودت همه درای رحمتتوبرا

 من و امثال من  باز میکنی حالا که تو هم دنبال یه بهونه می گردی تا دست نوازشتو

رو سر بنده هات بکشی ازت میخوام که دستمو بگیری و از این شوره زار گناه

 وزشتی بلندم کنی ازت می خوام کمکم کنی بهترین استفاده رو از این ماه بکنم  و

بعد ماه رمضون بازم حسرت و اندوه نصیبم نشه

کمکم کن تا منم جزء بهترین بنده هات  باشم 

 خدای من کمکم کن تا منم آدم بشم

کمکم کن تا منتظر باشم

کمکم کن تا دیگه مایه ننگ امام زمانم نباشم

کمکم کن تا بتونم با کارام حتی اگه شده یه لبخند کوچیک رو لبای آقام بنشونم

خدایا کمکم کن...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 18:16  توسط من  | 

 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده