تبليغاتX
گذشت عمري نديدم روي ماهت -
اللهم عجل لوليك الفرج

گفتم شبي به مهدي بردي دلم ز دستم

من منتظر به راهت شب تا سحر نشستم

گفتا چه كار بهتر از انتظار جانان

من راه وصل خود را بر روي تو نبستم

گفتم دلم ندارد بي تو قرار وآرام

من عقده دلم را امشب دگر گسستم

گفتا حجاب وصلت باشد هواي نفست

گر نفس را شكستي دستت رسد به دستم

گفتم ببخش جرمم اي رحمت الهي

شرمنده تو بودم شرمنده تو هستم

گفتا هزار نوبت از جرم توگذشتم

اعمال تو بديدم چشمان خود ببستم

اما نباش نو ميد از خانه اميدم

من كي دل محب شرمنده را شكستم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 20:17  توسط من  | 

 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده